Skip to content
20 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

سه پرسش

جالبه! توی فیس بوک پیداش کردم:

روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:»لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي.»مرد… پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.

اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:»نه،فقط در موردش شنيده ام.»سقراط گفت:»بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،»پرسش خوبي»آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟»مردپاسخ داد:»نه،برعکس…»سقراط ادامه داد:»پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟»مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:»و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟»مرد پاسخ داد:»نه،واقعا…»سقراط نتيجه گيري کرد:»اگرمي خواهي به من چيزي را بگويي که نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

Advertisements
19 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

تعطیلی کلاس ها

توقفگاه های اجباری!
همان توقفگاه هایی که در مسیر صعود به قله ی کوه می گذارند.
ناملایمت های بین راه ما را به توقفگاه ها هدایت می کنند.
توقفگاه ها برای ما بی دفاعان امن هستند.
توقفگاه ها غربالگری می کنند.
اما توقف دائمی نیست.
برای مدتی در توقفگاه می مانیم، بعد از آن، می توانیم مسیر صعود را مجددا پیش گیریم و یا اینکه همانجا بمانیم.
دوباره کلاس ها تعطیل شده و باز هم باید صبر کنم، صبر پیشه کنم.

19 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

بعد از مطالعه مقاله “آزمایش آخر”

این مطالب را بعد  از یکی از اتصال هایم در تابستان نوشتم (البته توصیه میکنم آزمایش آخر رو بخونید):

وجودم در حال پر شدن است، این را دوست دارم ، داره از عشق پر میشه ، دیگه برام اعتماد به نفسی نمونده، به او اعتماد کرده ام، غمی نیست دردی نیست هر چه بگویم  کم است. خوش بر و روست ، در یکتایی است زیبایی اش ، در کل جهان هم خلاصه نمی شود، نمی دانم من در آنم یا او در من! با هم یکی شده ایم، راستش را بخواهی او عاشق من است، از من هم عاشق تر ولی قرار است من عاشقش شوم، تا کمی هم من این درد زیبا را بچشم، می گوید نمی توانم مثل او عاشق باشم، راست می گوید! او دنبال من است من هم دارم تلاش می کنم خودی نشان دهم تا دیده شوم، آخر معشوق بودن هم عالمی دارد. هر چه می خواهم به من می دهد، حتی وقتی دنبال دیگری میروم هم دلخور نمی شود ، هر وقت می روم و بعد بر می گردم با تمام وجودش پذیرای من است!این اولین باری است در آرامش عاشق می شوم عشقی سرد که مرا گرم کرده است! مثل بقیه ی عشق ها نبود و نیست! قلبم تند نزد، اما برای او و رسیدن به او بی خوابی ها کشیده ام! دائم علاقه ام به خودش را طلب می کند! می گوید کافی است ببینم به من علاقمندی ! بقیه ی کار ها با خودم! میگه به من اعتماد کن و خودت را در اختیارم بگذار! آنقدر عاشقم است که می گوید تا مرگ و جهنم با من است! میگه تو نمی دونی برای اینکه به هم برسیم من چی دارم می کشم!! می گه می خواد تمام هستی و جودشو به پام بریزه! اولش فکر کردم قراره من عاشق باشم ولی الان می بینم که او از من عاشق تره!! //پایان

10 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم!

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم!

6 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

خروجی مثبت از گفته های پدربزرگ

http://cid-ebe1afd00cca95f6.photos.live.com/embedphoto.aspx/People/IMG_5313.jpg

پدربزرگ من با بقیه ی پدربزرگ ها خیلی زیاد تفاوت دارد، رفتار و برخورد های عجیبی دارد و افراد عادی و خیلی از ما ایرانی ها نمی توانیم درکش کنیم. خود من هم در گذشته سخت درکش می کردم، حرف هایش خیلی اوقات مسخره و بی منطق به نظر می آید مخصوصا زمان هایی که خیلی قاطع درباره ی موضوعی یا شخصی خیلی واضح و بی پرده صحبت می کند. اما وقتی که روی همین حرف ها کمی فکر می کنیم میبینیم عین حقیقت است و واقعا زیباست، در کل این پدر بزرگ من خیلی فراتر از جامعه اش فکر می کند و حرف می زند و مردم او را نمی فهمند. بستگی به این دارد که جز کدام دسته از آدم ها باشید. ادب را به صداقت ترجیج می دهید، یا صداقت را به ادب؟؟؟ اگر جز دسته دوم هستید می توانید او را درک کنید و حرف هایش را بفهمید.
از این به بعد سعی می کنم که بیشتر گفته هایش را در این بلاگ بنویسم، البته من سعی می کنم از حرف هایش خروجی مثبت بگیرم .

6 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

دریچه ی آدمیت

فهمیده ام اگر با عشق و کیفی نگری، بدون قضاوت و تعصب، ببینم و بشنوم ، افکار و عقاید خود و دیگران را محققانه در بوته آزمایش بگذارم! هر دانشی دریچه ایست برای آدم شدن!

6 ژانویه 2011 / فرزین تحیری

کیفیت طلبی

علم جاودان ما انسان ها به تعداد و مقدار نیست به کیفیت است.